على اصغر حلبى

227

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

اين زن پيش من آمد و گفت صورت شيطان را براى من ترسيم كن . من گفتم : از شيطان نمونه‌يى ندارم تا تمثال آن را براى تو بكشم . او گفت : اندكى صبر كن ، و بيرون رفت و ترا پيش من آورد كه مثل اين را بكش ! « 1 » [ عقايد كلامى جاحظ ] از عقايد كلامى جاحظ آنچه معتبر است يعنى او در آن عقايد با معتزلهء ديگر اختلاف دارد مطالب زير است : 1 . فلسفهء مادى طبيعى . به نظر جاحظ محال است كه جواهر معدوم يا فانى شوند . « 2 » از اين روى ، اجسام مؤلّف از جواهر نيز محال است كه معدوم يا فانى گردند « 3 » ، و البتّه خداوند نيز بر افناى آنها قادر نيست ، و ليكن مىتواند ميان اجزاء آنها تفرقه بيفگند ، و تركيب آنها را عوض كند . پس اجسام ثابت‌اند و فانى نمىشوند ، و تنها مىتوانند به سبب اختلاف اعراض گوناگون بر آنها از حالى به حالى ديگر بروند . « 4 » از اين بيان برمىآيد كه جاحظ در حقيقت قائل به قدم مادّه است . و اين تا حدود زيادى متأثر از رأى فلاسفه است . 2 . حواس همه از يك نوع‌اند . مثلا حسّ بينايى از جنس حس شنوايى است ، و اختلاف در حواسّ همانا در جنس محسوس است و لا غير « 5 » . 3 . عصمت انبياء . اين مسأله از مواردى است كه معركهء آراء متكلمان است . جاحظ روى هم رفته عصمت انبياء را نفى مىكند ، و از اين روى ، با اكثر معتزله نيز مخالف است كه گويند : گناهان انبياء از جهت تأويل و اجتهاد يا سهو است ، و جايز نيست كه آنان با علم به اينكه چيزى گناه است آن را انجام دهند . « 6 » 4 . قرآن كريم . ابن راوندى روايت كرده است كه جاحظ قائل بود به اينكه قرآن جسم است و جايز است زمانى به صورت مردى و وقت ديگرى به صورت حيوانى در آيد . « 7 » امّا حقّ اين است كه جاحظ چنين حرف نامعقولى را نزده است ، و ارجح اين است كه ابن الراوندى براى بىقدر كردن او اين سخن را به او نسبت داده باشد . و اگر واقعا چنين حرفى را زده باشد ظاهرا مقصود او مسخره كردن بسيارى از عقايد نامعقولى باشد كه در

--> ( 1 ) . محمد كرد على ، امراء البيان ، 4 / 2 و ما بعد ، قاهره ، 1347 ه . ق . ( 2 ) . الملل و النحل ، 1 / 80 . ( 3 ) . ابو الحسين خياط ، الانتصار ، 21 ، چاپ قاهره ؛ عبد القاهر بغدادى ، الفرق بين الفرق ، 161 . ( 4 ) . ابن حزم ، الفصل ، 4 / 148 . ( 5 ) . بغدادى ، اصول الدين ، 230 . ( 6 ) . اشعرى ، مقالات الاسلاميين ، 211 - 212 . ( 7 ) . اصول الدين ، 168 .